عاشقانه ها
۱۳٩۱/۱۱/۳ :: ۱:۱٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : محمدرضا      

دلم می‌خواد تو باشیو‌ یه روز خوب دریایی‌، تو باشیو‌ دل پاکت یه زندگیه رویایی،

خدا بشنو صدای من همین عشقو ازت می‌خوام...

ببین دنیا بدون اون چقد اینجا تکو تنهام

نشستم کنج این زندون میون این همه تکرار

نشو عاشق نرو بی‌ من نکن قلب کسی‌ تیمار، تموم جونمو میدم فقط یک روز با من باش

شاید یک روز تو برگردی ولی‌ نیستم بگی‌ ای‌کاش

بگی‌ ای‌کاش با من بود اونی‌ که جونشو میداد

اونی‌ که عاشق من بود ندیدم عشقشو‌ای داد

میری یک روز سر خاکی که زیرش عاشقی خفته

که با فکر چشات شبها چه شعرایی رو می‌گفته

شبای بی‌ قراریمو فدای چشم تو کردم

همین امشب که عشقت نیست میرمو بر نمی‌‌گردم...

۱۳٩۱/۱٠/٢٩ :: ٥:٤۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : محمدرضا      

خیانت رفتاری است که در بازی زمان دست فراموشی سپرده می شود



اما جواب هر کدام از این " مگر من چه کم گذاشتم " های آخرش ..



برای مرگ هر روز یک انسان کافیست ... !

۱۳٩۱/۱٠/٢٩ :: ٥:۳٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : محمدرضا      

ﺣــــﻮﺍﺳﺖ ﺑـﮧ ﺩﻟﺘــ ﺑﺎﺷﺪ . . .ﺁﻥ ﺭﺍ ﻫـ ــﺮﺟﺎﯾـﮯ ﻧﮕــﺬﺍﺭ!

ﺍﯾــﻦ ﺭﻭﺯﻫــﺎ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻣﯿــﺪﺯﺩﻧﺪ . . .

ﺑــﻌﺪ ڪﮧ ﺑﮧ ﺩﺭﺩﺷـــﺎﻥ ﻧـﺨــﻮﺭﺩ

ﺟـﺎﯼ ﺻـــﻨﺪﻭﻕ ﭘـﺴﺘـــ

ﺁﻧــ ــﺮﺍ ﺩﺭ ﺳﻄﻞ ﺁﺷـــﻐﺎﻝ ﻣﮯ اﻧﺪﺍﺯﻧﺪ !

ﻭ ﺗــﻮ ﺧﻮﺑــ ﻣـﯿﺪﺍﻧﮯ

ﺩﻟﮯ ﮐﻪ اﻟﻤﺜﻨﮯ ﺷﺪ! ﺩﯾــﮕﺮ دل ﻧﻤـﯿﺸﻮﺩ....

۱۳٩۱/۱٠/٢٦ :: ٢:٢٧ ‎ب.ظ ::  نويسنده : محمدرضا      

گفتی:



فراموش کردن کار ساده یست .......!



قبول.........



تو فراموش کن ، من این ساده ها را بلد نیستم...

۱۳٩۱/۱٠/٢٦ :: ٢:٢٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : محمدرضا      

به هـمـان سـادگـی



کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده



بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار



سقـف واگـن مـتـروک را



تـرک می گـویــد........



دل ،



دیـگــــر



در جـای خـود نیـسـت


بـه همـیـن ســادگـی ........

۱۳٩۱/۱٠/٢٦ :: ٢:٢٢ ‎ب.ظ ::  نويسنده : محمدرضا      

چه حرف بی ربطیست ...



که مرد گریه نمی کند....!



گاهی آنقدر بغض داری ...



که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…

۱۳٩۱/۱٠/٥ :: ۱:٠۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : محمدرضا      

کاش باران بگیرد و شیشه بخار کند



و من همه ی دلتنگیهایم را رویش "هـــا" کنم



و با گوشه ی آستینم همه را یکباره پاک کنم...



ک.ک.ا (عرفا)

۱۳٩۱/۱٠/٥ :: ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : محمدرضا      

غم نبودنت



فراتر از طاقت من است



تمام توانم را



در قلبم جمع میکنم



و تمام دردم را



در واژه ها فریاد میزنم



کاری دیگر نمیتوانم انجام دهم



جز نوشتن



جز انتظار



ک.ک.ا (عرفا)

درباره وبلاگ

نويسندگان
صفحات وبلاگ
RSS Feed